| X Close | ||
مراجه کنید.www.eebf.blogfa.com
لينک مطلب
نوشته:دبستان شهید احمد لاچینانی
تاریخ:1390/2/1
ارسال نظر
تعداد نظرات: [<%EntryCommentCount%>]
لينک مطلب
نوشته:دبستان شهید احمد لاچینانی
تاریخ:1390/1/19
ارسال نظر
تعداد نظرات: [<%EntryCommentCount%>]

لينک مطلب
نوشته:دبستان شهید احمد لاچینانی
تاریخ:1389/10/7
ارسال نظر
تعداد نظرات: [<%EntryCommentCount%>]

جدیدی
لينک مطلب
نوشته:دبستان شهید احمد لاچینانی
تاریخ:1389/10/7
ارسال نظر
تعداد نظرات: [<%EntryCommentCount%>]
لينک مطلب
نوشته:دبستان شهید احمد لاچینانی
تاریخ:1389/10/7
ارسال نظر
تعداد نظرات: [<%EntryCommentCount%>]
معلم ها، شاگردها و رابطه ها
در جريان آموزش و پرورش معلم تمامي ابعاد و شاخه هاي وجود دانش آموز خود را متأثر مي سازد و هر قدر از محبوبيت بيشتري برخوردار باشد، تأ ثير گذاري عميق تر و پايدارتري خواهد داشت. شاگرد نيز در اين ميان ، گامي فراتر از صرف سپردن گوش و چشم به گفته هاي معلم ، گوش جان و چشم دل و حتي همه ي وجود خود را در محضر شريف معلم محبوبش قرار مي دهد . معلم عادل محبوب ترين معلم هاست و عدالت معلم در تقسيم عادلانه ي نگاه پر مهرش به ديدگان همه ي شاگردان است.
در ارتباط ميان انسان ها ،نگاه ها ، واژه ها و كلمات ، گاهي نقش سازنده يا مخرب دارند. بعضي از كلمات روح انساني را خراش مي دهند و موجب شيارها و زخم هايي در دل انسان مي شوند كه اين زخم ها گاهي كاري تر از زخم شمشير و ماندگار تر ازآن هستند و همواره روح آدم را مثل خوره مي خورند.
جملات و كلمات ناسالم ، موجب ارتباط ناسالم فو كلمات خوب و شاد موجب ارتباط سالم ميان انسان ها ميشوند و به قول معلم شهيد ، دكتر علي شريعتي :«وقتي عشق فرمان مي دهد ،محال سر تسليم فرود مي آورد.»
دبستان شهيد احمد لاچيناني
H.j

لينک مطلب
نوشته:دبستان شهید احمد لاچینانی
تاریخ:1389/8/22
ارسال نظر
تعداد نظرات: [<%EntryCommentCount%>]
لينک مطلب
نوشته:دبستان شهید احمد لاچینانی
تاریخ:1389/8/21
ارسال نظر
تعداد نظرات: [<%EntryCommentCount%>]
گفت استا د مبر درس از ياد ياد باد آن چه به من گفت استاد
ياد باد آن كه مرا ياد آموخت آدمي نان خورد از دولت ياد
هيچ يادم نرود اين معني كه مرا مادر من نادان زاد
پدرم نيز چو استادم ديد گشت از تربيت من آزاد
پس مرا منت ازاستاد بود كه به تعليم من استاد اِستاد
هر چه مي دانست آموخت مرا غير از يك اصل كه ناگفته نهاد
قدر استاد نكو دانستن حيف استاد به من ياد نداد
دبستان شهید احمد لاچینانی.ح.ج
لينک مطلب
نوشته:دبستان شهید احمد لاچینانی
تاریخ:1389/8/15
ارسال نظر
تعداد نظرات: [<%EntryCommentCount%>]
نو گلهاي باغ زندگي و دانشمندان آينده سلام :
خرسندم از اينكه وارد سايت مدرسه شده ايد و از مطالب مفيد و ارزنده ي آن استفاده مي كنيد.
به خود بباليد كه مهارت استفاده از يارانه را داريد و براي گسترش علم خود به بزرگترين منبع مطالب يعني اينترنت رجوع كرده ايد .
از شما سپاسگذارم كه وقت خود را صرف اين كار كرديد.
دوست و راهنمايي شما خوبان، حميد جديدي
لينک مطلب
نوشته:دبستان شهید احمد لاچینانی
تاریخ:1389/8/14
ارسال نظر
تعداد نظرات: [<%EntryCommentCount%>]
در روز چهار شنبه مورخه١٢/٨/٨٩ مسابقات فرهنگی وهنری (اذان ،قرائت ،حفظ قرآن ) ویژه فرزندان فرهنگی در سطح آموزشگاه با استقبال بی نظیر فرزندان فرهنگی برگزار گردید .و نفرات برتر این مسابقان جهت مرحله شهرستانی به مدیریت آموزش و پرورش معرفی شدند.
لينک مطلب
نوشته:دبستان شهید احمد لاچینانی
تاریخ:1389/8/12
ارسال نظر
تعداد نظرات: [<%EntryCommentCount%>]
آه از زبان مردم
آدمي اگر پيامبر هم باشد اززبان مردم آسوده نيست اگر بسيار كار كند مي گويند احمق است واگر كم كار كند مي گويند تنبل است، اگر بخشش كند و مال خود را به ديگران ببخشد مي گويند افراط مي كند، اگر جمع گر باشد و خيرش به كسي نرسد مي گويند بخيل است وكسي از خيرش بهره اي نمي برد. اگر ساكت و خموش بماند ميگويند لال است اگر زبان آوري كند مي گويند وراج و پر حرف است. ار روزه بدارد و شب ها نماز بخواند مي گويند رياكار است و اگر نكند مي گويند كافر است . لذا هرگز نبايد به مدح و ثنا و سعايت مردم اعتنا كرد و جز خداوند نبايد از كسي ترسيد.
دبستان شهيد احمد لاچيناني
لينک مطلب
نوشته:دبستان شهید احمد لاچینانی
تاریخ:1389/8/10
ارسال نظر
تعداد نظرات: [<%EntryCommentCount%>]
به حضرت موسي (ع) وحي شد كه من شش چيز را در شش جاي قرار دادم مردم در شش جاي ديگر به دنبال آن مي گردنند :
١من آسايش را در بهشت خلق كردم مردم در دنيا به دنبال آن مي گردند.
٢ من رفعت و بزرگي را در تواضع قرار دادم ، مردم در تكبر آن را مي جويند.
٣. من عزت را در بيداري شب قرار دادم ، مردم در دربار سلاطين طلب مي كنند.
٤. من د عاي مستجاب را در غذاي حلال قرار دادم مردم در سر و صدا دنبال مي كنند.
٥. من علم را در غربت قرار دادم ، مردم در وطن جست و جو مي كنند.
٦. من رضاي خود را در مخالفت با هواي نفس قرار دادم مردم در تبعيت از نفس ميطلبند.
دبستان شهيد احمد لاچيناني
لينک مطلب
نوشته:دبستان شهید احمد لاچینانی
تاریخ:1389/8/10
ارسال نظر
تعداد نظرات: [<%EntryCommentCount%>]
پند بزرگان
اي عزيز ،عمر را به ناداني به آخر مرسان ،بياموز و بياموزان علم اگرچه دور باشد ،بطلب . كم گويي و كم خور و كم خفت باش .در سختي ها صبر پيشه كن ، بر شكسته و بر ريخته و بر گذشته افسوس مخور . به انچه در دست داري شادمان باش و انجه از دستت رفت غم و دريغ مخور . در سخن صواب انديش باش ، كسي را به افراط مگوي و مستاي ، اگرچه زيان افتد .از براي اندك چيزي خود را بي قدر نكن (اگر صلح بر مراد نرود آماده جنگ باش )بر اندك خود قانع مباش در مهمات ضعيف رأي و سست همّت مباش ،حرمت را به از مال دان . از آموختن علم و پيشه عار مدار . جمع مال را اقبال دان و خرج ناكردنش را ادبار.
حميد جديدي آموزگار كلاس چهارم (ب) دبستان شهيد احمد لاچيناني
لينک مطلب
نوشته:دبستان شهید احمد لاچینانی
تاریخ:1389/8/10
ارسال نظر
تعداد نظرات: [<%EntryCommentCount%>]
بسمه تعــالي
مـــــــــــوضـوع:
شيوهاي مطلوب رفتاري با دانش آموزان ابتدايي
گرد آورنـــده
«حميــــــد جديـــــدي»
آموزگار كلاس چهارم دبستان شهيد احمد لاچيناني
كد پرسنلي: 25816731
پاييــز١٣٨٩9
امــــــــــــام خميني (ره):
شيــــوه هاي مطلوب رفتاري با دانــــش آمــــوزان
به عنوان يك معلم و شخصي كه با فراگير سر و كار دارد اغلب با دانش آموزاني روبه رو مي شويم كه مشكلات و دشواريهاي جزئي و ظريفي در امر يادگيري دارند.
يك معلم خوب دست دانش آموزانش را به گرمي مي فشارد و رهبر او در يادگيري هاي نخستينش مي باشد.
او دانش آموز را در اولين تجربه هايش تشويق مي نمايد و با صبر و شكيبا يي و مهارت،ناتواني هاي اين دست را كه از مرحله تشويش دوران خردسالي است و به تمرين ماهرانه مي رود بر طرف مي سازد.
آري معلم اين دست را ابزار حافظ تعليم و تربيت توأم با عمل مي بيند.
همانگونه كه ظاهر هر فرد با ديگري متفاوت است استعدادهاي دانش آموزان نيز گوناگون است علاوه بر اين دانش آموزان از لحاظ وضعيت اقتصادي،اجتماعي ،فرهنگي و خانوادگي نيز در شرايط يكساني نيستند.
اين وظيفه يك معلم آگاه و با تجربه است كه فراگيران خود را از لحاظ مختلف شناسايي كند ومطابق با توانايي هاي آنها انتظار داشته باشد .
كسب اطلاع يك آموزگار از ويژگي هاي جسمي شناختي،عاطفي و اجتماعي دانش آموزان خود از مهمترين وظايف او به شمار مي آيد در غير اين صورت او هيچ گاه نخواهد توانست راه كار هاي مناسب را براي اجراي فرايند ياد دهي يادگيري مهارت هاي مختلف را در كلاس درس انتخاب وبه اجرا در آورد.
ويژگي جسمي، شناختي،عاطفي،اجتماعي دانش آموزان شامل توانايي بينايي،شنوايي،حركتي ،قدرت بدني ،علايق،سطح ادراك ،نگرش كلي آن ها بي جهان هستي و غيره است.
اگر ما به عنوان يك معلم بپنداريم كه بدون شناخت دانش آموزان و بدون آگاهي كافي از فرايند رشد ذهني ، جسمي ،رواني ،زباني و اجتماعي دانش آموزان خود در كار تدريس موفق خواهيم شد نتيجه اي جز شكست عايدمان نخواهد شد وتمام زحمات و تلاش هاي خود را در معرض خطر قرار خواهيم داد.
همانگونه خداوند بلند مرتبه از بنده هاي خود بيش از توان آن ها چيزي نخواسته است و مصداق اين موضوع در آيه 152 سوره مباركه انعام مي باشد كه مي فرمايد:
«لا يكلف نفسا الا وسعها»
آنچه از اين آيه استنباط مي شود اين است كه آموزگار آگاه بايد در مورد دانش آموزان خود اطلاعات كافي داشته باشد.
هنگامي كه به عنوان يك آموزگار گام در كلاس درس مي گذاريم معقول است پيش از هر اقدام ديگري دانش آموزان را شناسايي كنيم زيرا اين امر رمز موفقيت ما در تداوم راهي است كه ما آغاز نموده يم.
منظور از شناخت دانش آموزان كسب آگاهي هاي ضروري در مورد جنبه هاي مختلف رفتاري و ويژگي هاي آنان است زيرا هر گونه تصميم گيري عاقلانه از طرف معلم براي برنامه ريزي فعاليت هاي درسي آنان مستلزم اين شناخت است.
معلم بايد بر اين باور باشد كه يادگيري واستعداد هاي عقلاني فراگيران را تا جايي كه مسايل وراثتي ،محيطي،اجتماعي و روش هاي تربيتي آنان اجازه مي دهند مي توان بهبود بخشيد.
معلمان و دست اندر كاران در امر تعليم و تربيت بايد به اين موضوع واقف باشند كه تقسيم بندي دانش آموزان بر اساس سن آن ها در كلاس هاي مختلف مي باشدو مبني بر يكسان بودن توانايي هاي آنان نيست. بنابراين نبايد با تمام دانش آموزان به يك روش و به يك اندازه معين آموزش دهيم و انتظار بازخورد يكساني داشته باشيم كه همه ي آنان به يك اندازه احساس راحتي كنند.
ما به عنوان يك معلم ابتدايي بايد توجه داشته باشيم كه در انجام فعاليت هاي ياددهي و يادگيري بايستي به ويژگي هاي حركتي دانش آموزان توجه كافي مبذول بداريم و از دادن تكاليف خارج از حد توان به آن ها خود داري كنيم.
همچنين با توجه به آستانه ي تحمل اندك آنان از طولاني شدن فعاليت هايي كه انجام آنها مستلزم سكوت وسكون كودكان است جلوگيري نماييم.
ما به عنوان معلم دبستان بايد آگاه باشيم كه دانش آموز دبستاني فردي چابك،فعال،بي قرار و نا آرام است و مثلا جنگ و گريز با همسالان را يكي از حقوق خود مي دانند لذا معلم بهتر است به جاي مقابله با اين تحريك و پوياي بدان جهت بدهد و از آنان در راستاي آموزش خواندن و نوشتن استفاده كند.
پس با توجه به اينكه اختلاف قيافه هاي انسان ها امري بديهي است تفاوت در توانايي ها و نيازهاي افراد نيز امري بديهي وطبيعي است.
با استناد به آيه ي شريفه
«الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه»
مردم معدن هايي هستند همچون طلا و نقره كه باي اين معادن شناخته شود و به فعليت برسند.
مابه عنوان يك معلم آگاه و دانا بايد در آغاز سال تحصيلي و پيش از شروع هر تدريس به دانش پايه ي فراگيران خود توجه ويژه كنيم وبدانيم كه دانش آموزان از نظر پيشينه تحصيلي بسيار متنوع و گوناگون هستند.
روان شناسان مي گويند انسان ها بال ندارندپس پريدن را نمي آموزند.آمموختن چيزي كه زمينه ي يادگيري آن در انسان نيست چكش سخت بر آهن سرد كوفتن است.
افزايش فرصت هاي يادگيري رمز موفقيت معلم در جريان تدريس است.
امروزه معتقدند يادگيري آموزشگاهي پديده اي مبتني بر زمان است يعني هر چه زمان يادگيري بيشتر باشد مقدار يادگيري نيز بيشتر خواهد بود.
علاوه بر اين در جريان فعاليت هاي آموزشي معلم بايد از دادن لقب هاي ناخوش آيند خصوصاّ آن هايي كه جنبه منفي دارند مانند : كند ذهن،عفب افتاده و.. كه غالباّْ جز ضرر و سر شكستگي براي دانش آموز و خانواده ايشان سودي نخواهد داشت خودداري نمود.
برقراري روابط عاطفي و ايجاد محيطي فعال و سالم در كلاس درس بسيار حائز اهميت بوده ومعلم بايد بپذيرد كه محبت خود رابه تساوي ميان فراگيران تقسيم كند ،محبت معلم بايد همچون پرتوهاي خورشيد در همه جاي كلاس بتابد.
Ø پادشاهي پسر به مكتب داد
لوح سينينش بر كنار نهاد
Ø بر سر لوح او نوشت به زر
جور استاد به ز مهر پدر
وبنا به فرموده شاعر: باران باش و ببار و مبين بر پياله چه كسي مي باري .
اما در اغلب موارد ممكن است آموزگار در برخورد با دانش آموز ضعيف ، آرامش و ثبات رفتاري خود را از دست بدهد.
ما به عنوان معلم بايد در شيوه پرسش و پاسخ خود تجديد نظر كنيم وقصد ما مچ گيري دانش آموز نباشد.گاه با چند پرسش آسان از فراگيران ضعيف روحيه ي اعتماد به نفس رادر ان ها تقويت نماييم .در شيوه پرسش و پاسخ ما بايد در مواقعي سوالات مورد نظر را روي تابلو بنويسيم تا همه ي فراگيران قبل از مورد خطاب قرار گرفتن راجع به آن فكر كنند و سپس فرد خاصي را مورد خطاب قرار دهيم.
باز خورد سريع ما به نتايج آزمون هاي فراگيران اثرات مفيدي به دنبال خواهد داشت ؛اين امر باعث مي شود كه برخي از فراگيران به عنوان مثال اينگونه پاسخ دهند كه:
حيف شد كه كمتر دقت كردم ،طبق نظر معلم بايد بيشتر در زمينه ي جمع و تفريق كنم،به نظر مي رسد در حل تقسيم بيشتر اشكال دارم و.....ناتواني هاي خود را جبران كند.
تعليم و تربيت ما بايد به گونه اي باشد كه در آن آموزش كسب معلومات براي حل مسئله توسط خود دانش آموز ان به راهنمايي معلم باشد نه آموزش به معني انتقال دانش از معلم به دانش آموز باشد يك معلم خوب راهنما و هدايت كننده ي جريان يادگيري است نه انتقل دهنده ي معلومات در كلاس درس.
ما بايد ايجاد كننده ي روش تجربي ، آزمايشي و استقرايي باشيم نه روش هاي فلسفي و قياسي.
متأسفانه در كلاس هاي درس يادگيري به معني ياد سپاري و حفظ معلومات شده است بر خلاف اينكه بايد يادگيري به معني ايجاد تغييرات مطلوب در رفتار فراگيران باشد.
معلمي در كلاس موفق خواهد بود كه روش تدريس آن از روش هاي فعال تدريس، روش هاي عملي ،پروژه و حل مسئله باشد در صورتي كه به اشتباه روش هاي تدريس نظري و سخنراني را جايگزين چنين روش هايي كرده ايم.
همانگونه كه مولوي مي گويد:
Ø آب كـم جو تشنگي آور بدست
تا بجـوشد آبت از بالا وپست
Ø در طلب زن دائما تـو هر دو دست
كاين طلب در راه نيكو رهـبر است
همانگونه كه از سخن مولوي پيداست هنر استاد ايجاد طلب در فراگيران و دانش آموزان تشنه كردن ذهن ونامتعادل ساختن فكر آنان است ونه پاسخ دادن به طلب،سيراب نمودن ذهن و انباشتن معلومات در ذهن ايشان.
در نظام آموزش و پرورش ما به حفظ كردن و تقويت حافظه ي دانش آموزان تاكيد مي گردد به طوري كه اكثر آنان با كاربرد مفاهيم ياد گرفته شده بيگانه اند و حتي اين حالت منفعل بودن را به زندگي خود نيز تعميم مي دهند بدين ترتيب دانش آموزان ما هنر تفكر و كشف روابط بين پديده ها را كسب نمي كنند وخلاقييت و نوآوري آنان هم به ميزاني كه ظرفيتش را دارند رشد پيدا نمي كنند. بنابر،اين توضيحات معلمي شغل نيست عشق است ،هنر است ،ايثار است و معلم است كه با آموختن به انسان ياد مي دهد چگونه از دل معدن واز خاك ،طلا استخراج كند.اگر خاك به طلا تبديل شود عنصري گران قيمت و خوش آب و رنگ مي شود كه در جامعه ما به لحاظ زينت و زيبايي اهميت دارد.
اما اگر دانش آموزان درست تعليم و تربيت شوند فردوسي ها ،سعدي ها ،مولوي ها ،خوارزمي ها ، حافظ ها ،باغچه بان ها ،اعتصامي ها،شهريارها وهزاران هزار زنان و مردان نامي سر از خاك علم مي كنندو عطر خويش تعليم وتربيت را در جامعه عطر آگين مي سازند وصدها تن مانند خود تربيت مي كنند تا خلق را خدمت گزارگردند.از هرذي قيمتي، قيمتي تر و از هر عابدي موبدتر ميشوند اين معلم است كه خاك بي حاصل را حاصل خيز وزمين باير را آباد و پر از محصول مي كند.پيغمبر خدا حضرت محمد(ص)وارد مسجد شدند ديدند دسته اي مشغول ذكر ودعا هستند از آن ها گذشتند متوجه دسته ي ديگري شد كه مشغول تعليم وتعلم بودند حضرت محمد(ص)نشستند و سه مرتبه فرمودند «بعثت لتعليم »آمده ام براي چنين مجالس براي بالا رفتن معلومات .
در جاي ديگر مي فرمايد قرآن درجه اي به معلم داده است كه اگر شبانه روز به آنان افتخار كنيم باز كم است.
Ø عالمان با عشق عالم مي شوند
بهترين مردم معلم مي شوند
Ø عشق با علم متمم مي شود
هر كه عاشق شد معلم مي شود.
فـهرست منابـع
كديور، پروين، روانشناسي تربيتي 1386
صافي، قاسم، مقدمات روش هاي مطالعه و پژوهش 1386
صفوي ، امن الله ، روش ها و فنون تدريس 1385
گنجي ، حمزه، روان شناسي عمومي 1386
لينک مطلب
نوشته:دبستان شهید احمد لاچینانی
تاریخ:1389/8/10
ارسال نظر
تعداد نظرات: [<%EntryCommentCount%>]
نوجوانان براي اينكه شجاعت و حس ماجراجويي خود را اثبات نمايند ، و نشان دهند كه بچه نيستند مواد مخدر مصرف مي كنند. علاوه بر اين ، در دسترس بودن مشروط لازم براي اينكه فردي به ماده اي معتاد شود آن است كه به آن ماده اعتياد آور دسترس داشته باشد . طبق اين نظريه جوانان و نوجوانان كنجكاو براي ارضاي حس كنجكاوي خويش به سوي موادي مي روند كه در دسترس آنهاست ، بدين صورت كه در آن منطقه ترياك زياد باشد ، افراد معتاد به سيگار در آنجا بشتر خواهد بود . و اگر الكل درآن منطقه اي زيادباشد،افرادمعتادبه الكل در آنجا بيشتر خواهد بود .
حقيقت امر اين است كه در دسترس بودن داروها شايعترين عامل آماده كننده در مصرف مواد مي باشد فشار دوستان و همسالان دوستان نقش مهمي در گرايش نوجوانان به مصرف مواد مخدر را ايفا مي كنند . در واقع مي توان به يقين پيش بيني كرد كه در صورتي كه دوستان فرد نوجواني و بويژه نزديكترين دوست او مواد مخدر مصرف كند ، خود آن فرد نيز به مصرف چنين موادي روي خواهد آورد . نوجوان با همنوايي با گروه همسالان ، و گاهي اوقات روبرو شدن با خانواده و ارزش هاي آنان مي خواهد استقلال خود را از آنها نشان بدهد . اگر والدين رفتاري خصومت آميز ، سهل انگاري يا استثمار گرايانه داشته باشند . به اين خاطر بايد به طور مستقيم و نا محسوس دوستان فرد نوجوان را كنترل نمود طغيان عليه والدين به نظر مي رسد كه مصرف مواد مخدر در بين نوجوان تا اندازه زيادي بستگي به روابط آنها با والدينشان دارد . در مورد فرزندان والديني كه داراي روحيه ( دموكراتيك، احترام آميز و پذيرا باشند ) " به ويژه آنان كه ارزشها سنتي را پاس مي دارند " و امكان رشد تدريجي استقلال در فرزندان خود را فراهم مي آورند .خطر اعتياد كم است در مورد فرزندان والديني كه رابطه محبت آميز نداشته اند و نسبت به فرزندان خود بي توجه بوده اند ( يعني بصورت مفرط متاهل بوده اند ) و يا از سوي ديگر ، رفتار اقتدار آميز و خصمانه داشته اند ، خطر مصرف مواد مخدر بسيار است . در چنين مواردي جوان ممكن است با مصرف مواد مخدر بخواهد خشم خود را نشان دهد و يا صرفاً توجه آنان را به خود جلب كند .
احساس بيگناهي نسبت به ساير افراد جامعه و اين احساس كه جامعه آنهار را درك نمي كند ، يكي از علل گرايش بعضي از نوجوانان به سوي مواد مخدر ميباشد . گاهي جامعه بي اعتناء نوجوانان را طرد مي كند اولين جايي که کودک در آن قرار مي گيرد خانواده است . خانواده هاي از هم گسيخته و نابسامان، خانواده هايي که يکي از والدين معتاد هستند ممکن است تاثير بسياري بر اعتياد داشته باشد، محل زندگي و محله در يک قسمتي از شهر باشد که افراد معتاد زياد هستند، مدرسه، رفت و آمد با دوستان و
همسالان معتاد، خلق و خوي شخص و در دسترس بودن مواد نيز از عوامل مهم هستند. بعضي از نوجوانان حساس هستند و ممکن است خيلي زود دچار نااميدي بشود و براي فرار از ياس دست به اين عمل بزنند
-روابط عاطفي1
2-اعتياد دوستان و همسالان
3-فقر و عدم اعتقادات مذهبي
4-تعارضات فرهنگي بين خانواده ها و نوجوانان. دوگانگي ارزشي عامل ديگر است زيرا شخص دچار تعارض است و اگر با ارزشهاي والدين و جامعه نيز در تعارض باشد اين سردرگمي باعث روي آوردن به اعتياد خواهدشد.
5-ظرفيت فکري پايين و نداشتن آگاهي براي حل مشکلات زندگي.
6-عوامل رواني: برخي از افراد مستعد استفاده از مواد مخدر هستند. افرادي که دچار اختلالات رواني هستند.
8-عوامل اقتصادي
9- طبقه اجتماعي
حمید جدیدی آموزگار کلاس چهارم ابتدایی دبستان شهید احمد لاچینانی
لينک مطلب
نوشته:دبستان شهید احمد لاچینانی
تاریخ:1389/8/10
ارسال نظر
تعداد نظرات: [<%EntryCommentCount%>]
خوشبختي ما در سه جمله است :
تجربه از ديروز ، استفاده از امروز و اميد به فردا ....
ولي ما با سه جمله ديگر زندگيمان را تباه مي کنيم :
حسرت ديروز ، اتلاف امروز و ترس از فردا
حميد جديدي آموزگار كلاس چهارم ب
لينک مطلب
نوشته:دبستان شهید احمد لاچینانی
تاریخ:1389/8/10
ارسال نظر
تعداد نظرات: [<%EntryCommentCount%>]
|
|
باسمه تعالي مديريت آموزش و پرورش شهرستان فريدونشهر دبستان شهيد احمد لاچيناني سوالات تاريخ ومدني چهارم ب آموزگار مربوطه: حميد جديدي نام و نام خانوادگي: نام پدر: تاريخ:6/8/1389 |
|
|
رديف |
دانش آموزان عزيز با دقت وتوكل به خدا سوالات زير راپاسخ دهيد. |
بارم |
|
1 |
كشاورزي چه تغيري در زندگي مردم ايجاد كرد؟ |
2 |
|
2 |
نخستين روستاها چگونه به وجود آمدند؟ |
2 |
|
3 |
كشف آتش چه كمك هاي به انسانها كرد؟ |
2 |
|
4 |
چرا انسانها ي گذشته به غارها پناه مي بردند؟ |
2 |
|
5 |
چه چيزي به انسان كمك كرد تا بر سختي ها پيروز شود؟ |
1 |
|
6 |
چرا زندگي جانوراني مانند مورچه يا پرندگان هنوز به همان سبك وروش قديمي است؟ |
5/1 |
|
7 |
چگونه مي توان به زندگي انسانها ي غار نشين و ابزار هاي آنها پي برد؟ |
2 |
|
|
مدنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــِي |
|
|
1 |
خانواده كدام نيازهاي ما را بر طرف مي كند؟ |
2 |
|
2 |
وظیفه کودکان در خانواده چیست؟ |
لينک مطلب
نوشته:دبستان شهید احمد لاچینانی
تاریخ:1389/8/10
ارسال نظر
تعداد نظرات: [<%EntryCommentCount%>]
از مهم ترین ویژگی های اخلاقی معلم مؤمن، رعایت خوشرویی و شادابی در کلاس هنگام روبه روشدن با دانش آموزان و دانشجویان است. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله توصیه می کند که با برادرانت باگشاده رویی برخورد کن که خدا ترشرویان را دوست ندارد.
شادی یکی از نیازهای اساسی روح انسان و لازمه زندگی اوست. خداوند با آفرینش انسان شادی و نشاط را نیز در نهاد وی جای داد. بهار طرب انگیز، طبیعت زیبای هستی، صدای خروش آبشاران، طلوع و غروب زیبا و در کنار آنها برخوردهای مثبت و همراه با گشاده رویی، به آدمی انبساط خاطر و شادابی می بخشد.
|
چو شادی بکاهد، بکاهد روان |
خِرد گردد اندر میان ناتوان |
از استادی پرسیدند: چرا ما را پند و اندرز نمی دهی؟ در پاسخ گفت: دو آیه از قرآن، مرا از این کار بازدارد؛ یکی آنکه قرآن می گوید: چگونه شما مردم را به نیکوکاری دستور می دهید، ولی خود را فراموش کرده اید؟ کتاب خدا را می خوانید، پس چرا تعقل و اندیشه نمی کنید؟ (بقره: 44) و آیه دیگر آنکه: بترسید از اینکه سخنی بگویید و خلاف آن را عمل کنید که بسیار سخت خدا را به خشم می آورد. (صف: 3)
|
علم چندان که بیشتر خوانی |
چون عمل در تو نیست نادانی |
|
نه محقق بود نه دانشمند |
چارپایی بر او کتابی چند |
|
آن تهی مغز را چه علم و خبر |
که برو هیزم است یا دفتر |
تدریس، به مجموعه فعالیت هایی گفته می شود که هدفدار است و آگاهانه صورت می پذیرد و به گونه ای اتفاقی یا تصادفی قوام نمی گیرد. فعالیت هایی که در تدریس نقش اساسی دارند. بر سه رکن اساسی یعنی معلم، شاگرد و مواد درسی استوارند.
قرآن کریم درباره حضرت یوسف علیه السلام می فرماید: «چون به سن جوانی و بلوغ رسید، حکمت و دانشش ارزانی داشتیم و نیکوکاران را بدین سان پاداش می دهیم». (یوسف: 22)
نخستین گام برای تأثیرگذاری استاد آن است که ویژگی های سنی و شخصیتی گروهی را که با آنها رو به روست، دریابد. شناخت و درک اندیشه ها، توانایی ها و خواسته های مخاطبان، در کارآمدی فرایند تعلیم و تربیت ضروری و راهگشاست.
بوعلی سینا می گوید:
اگر فراگیری همه علوم برای همگان ممکن بود، هیچ کس را نمی یافتید که از فرهنگ بی نصیب باشد، ولی چنین نیست؛ زیرا استعدادها متفاوتند و بر این اساس، باید متناسب با توانایی ها، دانش های سودمند در اختیار دانش پژوه قرار گیرد.
از عالمی پرسیدند: کدام علم زیانش بیشتر است؟ گفت: علمی که به سفله (احمق) تعلیم دهند.
لينک مطلب
نوشته:دبستان شهید احمد لاچینانی
تاریخ:1389/8/8
ارسال نظر
تعداد نظرات: [<%EntryCommentCount%>]
لينک مطلب
نوشته:دبستان شهید احمد لاچینانی
تاریخ:1389/8/6
ارسال نظر
تعداد نظرات: [<%EntryCommentCount%>]
لينک مطلب
نوشته:دبستان شهید احمد لاچینانی
تاریخ:1389/8/6
ارسال نظر
تعداد نظرات: [<%EntryCommentCount%>]